چاربیتی (مکان های محلی)
همانطوری که قبلا نیز گفته شد . گاهی از بعضی از مکان های محلی در چاربیتی ها یاد شده است که نشانه تعلق خاطر شاعر به آن مکان است و یا شاید شخص شاعر اهل آن محل بوده است و یا معشوقه اش در آنجا ساکن بوده و یا به هر دلیل دیگر و یا شاید هم می خواسته قافیه شعرش را جور کند.
در هر حال من در اینجا جند نمونه از چاربیتی هایی که در آنها نام اماکن محلی آمده جمع آوری کرده و خدمتتان تقدیم می کنم امیدوارم مقبول نظر بیفتد.
اگر یارم به سردو بــاشه میرم
به لک لک و به دو دو باشه میرم
اگر گله ببـــاره مثل بـــــارون
و دنیـــا با سرم شو بـــاشه میرم
سردو: همان "سرداب" نام روستایی در فاصله 20 کیلومتری شمال شهر تایباد در مسیر تایباد به تربت جام است.
لک لک و دو دو : هر یک نوعی راه رقتن سریع بین پیاده روی و دویدن است.
گله : با حرف "ل" مشدد به معنای تیر و یا گلوله تفنگ است.
شو : همان " شب " با لهجه محلی است.
به پلبنــــد خرابه خانـــه ی م
نیامد کاغـــــــــــــــذ جانانه ی م
نیامد کاغـــذی تا من بخــوانم
تســـــــــــلای دل دیــــوانه ی م
دلم مــایه که در پلبنـــد باشم
چو چایی در میان قنـــد باشم
چو چایی در میان قند شیرین
میــان استکان خوشرنگ باشم
پلبند: روستایی در 25 کیلومتری غرب تایباد است.
دم پیشین به بینی تاک رسیدم
هزار آه و فغــــان از دل کشیدم
ستــاره از کنــــار مــا ببردند
نیامـــد دلبر خـــورد رشیـــــدم
بینی تاک: نام روستایی در شمال شرق تربت جام است.
پیشین: هنگام ظهر
دو چشم دارم دو تا قرض می کنم مو
نگاه با راه باخرز می کنم مو
اگــر دانم که دلبــــــر کی می آیه
سر راه او را فرش می کنم مو
کرات و رهنــــه و ملک صنوبر
فرزنه ، گرمه و پوزه سر خر
دلم مایه به پنج چاهی نشینم
به چاه قلعه ببینم روی دلبر
موارد رنگ شده نام آبادی هایی است که وجود داشته و بعضی هنوز در قسمت جنوب و جنوب شرقی شهرستان تایباد وجود دارد.
کلوت و اولیا و محمـــــــدآباد
به تو عاشق شدم ای گل پریزاد
به تو عاشق شدم فیضی ندیدم
غریب افتاده ام در محسن آباد
کلوت و اولیا و مـــــردان آباد
به تو عـــاشق شدم سبزه پریزاد
به تو عاشق شــــدم خیری ندیدم
بگیرم دختری از یــوسف آباد
کلوت و اولیا و مردان آباد و محمآباد: نام آبادیهایی در شمال غربی شهر تایباد بوده است و اکنون خالی از سکنه شده و از بین رفته است.
یوسف آباد: بخش شرقی شهر تایباد است که قبلا روستایی به همین نام بوده است که می گویند آن را پدر صولت (محمدرضا خان شجاع الملک)به نام فرزندش (یوسف خان صولت السلطنه)بنا کرده است.
گلک گفتــــــا به چپو زن نمی دم
گلزار گفـــتا دل خورغم نمی دم
مرا گـــلزار نو مظــــلوم نگوئین
به اوغــونای دورنی تن نمی دم
گلک: مراد نام گل محمد است.
چپو :چوپان
اوغون: افغانی
دورنی : نام مکانی است.
گهی اینجا و گاهی در هـــراتم
گهی دلتنگ خاک طیبــــــــاتم
گهی نی می زنم درملک سرحد
گهی صحبت شاخ نبــــــــــاتم
طیبات : مراد شهر تایباد است.
هــوا گرمه نمـــایم جو درو را
به زیر زین کشم اسب بدو را
اگر چــرخ فلک بر مــن بگرده
بگیرم دخــــترای شهرنــو را
شهرنو: نام قبلی شهر باخرز است.
انارای میمنه و سبای سمرقند
سفید مخملی جون مرا کند
از موهای سیاه تاری به من ده
ببندم یادگــاری بم کمربند
میمنه و سمرقند : نام دو شهر بوده اند که هماکنون در کشورهای آسیای میانه قرار دارند.(مطمئن نیستم)
به کــوهها حضـرت بابا غــریبه
به مشـــهد گنبذ آقا غــریبه
به تربت زنجفیـــل شیخ احمــد جام
به طیــــباد پیر مولانا غریبه
تربت و طیباد: مراد دو شهر تربت جام و تایباد از شهرستانهای استان خراسان رضوی می باشد.
سر کـــوه بلند عبــدل آباد
چــراغا پنــجره هی میــزنه باد
قسم خــوردم به مـــولانای طیباد
به غیــر از تو نگیرم آدمیزاد
عبدل آباد: همان ابدال آباد روستایی از توابع تربت جام می باشد.
هــوا گرمه نمـــایم جو درو را
به زیر زین کشم اسب بدو را
اگر چــرخ فلک بر من بگرده
بگیرم دخـــترای شهرنــو را
شهرنو : مراد شهر باخرز کنونی است.
به کاشمر می روم که جــو بیارم
خبر از خوهر خســــرو بیارم
خبــــر از خوهر خسرو چی باشه
که فاطمه ی بهلولی ر از نــو بیارم
برای مطالعه بیشتر به بخش "چاربیتی های تایبادی" مراجعه فرمایید.
اگر خستهای بمان