چلیم

چلیم

دیروز بنا به ضرورت کرکر چلیم قسمت شد. مدتهاست از تنگی نفس و بیماری آسم رنج می برم . دوستی توصیه کرد که چلیم نعناع بکش . در تقویت و توسعه ریه ها کمک می کند. شاید بهبودی نسبی نصیب شود .

بنا به توصیه چلیمی حاضر شد و چند کری از آن زدم .بی تاثیر نبود.

ولی بلافاصله مادرم را به یاد چاربیتی های قدیم انداخت.

چلیم گفتا که کرکر می کنم من

صدا مانند بلبل می کنم من

مرا بردند به مجلس زنانه

نگاه بم خرمن گل می کنم من

********

چلیم گفتا که من کرکر صدایم

به دست دخترای بی حیایم

مرا بردند به مجلس زنانه

خدا داند بیایم یا نیایم

_چلیم :قلیون

_ کُرکُر: صدای قلیون

و چند ضرب المثل ما

نه خُورده و نه بُرده ، گریفته دَردِ گُرده.

کاربرد این ضرب المثل در مواردی هست که فردی که از موضوعی سهمی نداشته و نبرده ، و گاهی فقط قصد خیرخواهی و رفع مشکل داشته ، مورد اتهام و بازخواست قرار می گیرد و به دردسر می افتد.
در اینجاست که می گوید :
نه خُورده و نه بُرده ، گریفته دَردِ گُرده.
  (گُرده = کلیه ، قلوه)

 

سنگ سنگین پوز پا نَمُخوره
این مثل را در مواردی به کار می بریم که کسی در کاری که به او ارتباط ندارد دخالت می کند و یا بچه ای هست در جایی شلوغی بیجایی و یا دخالت بیجایی می کند و از طرف فرد ثالثی مورد سرزنش و یا تنبیه قرار می گیرد.
در اینجاست که می گویند :
سنگ سنگین پوز پا نَمُخوره.

 

حَلقَن سُرُپّی خُور گُم کرده ای

کاربرد این عبارت در مواقعی هست که فردی در یک محدوده ی خاصی زیاد رویت می شود و رفت و آمد دارد و اصطلاحا مشکوک می زند و این حرکتش مورد اعتراض ساکنین و دیگران است. و در مقام اعتراض می گویند مثل اینکه فلانی حَلقَن سُرُپّی خُور دِ اینجِ گُم کرده .
( حلقه سربی خودش را در اینجا گم کرده است )

 

سَر کمتر ، دردسر کمتر

این ضرب المثل موید همان ضرب المثل (فرزند کمتر ، زندگی بهتر) هست که هر چه تعداد افراد کمتر باشد دردسر و مشکلاتش هم کمتر هست.

 

حساب به مثقال ، بخشش به خروار

این ضرب المثل تاکید بر حسابرسی دقیق دارد که شما در موقع حسابرسی باید خیلی دقیق باشید و محدودیت دارید و از کوچکترین ها نباید بگذرید ولی در زمان بخشش محدودیتی وجود ندارد و شما صاحب اختیار هستید. 

 

و چند عبارت و ضرب المثل

و چند عبارت و ضرب المثل

 

از ترس کاکایه ، که انگورا به تاکایه

این ضرب المثل را زمانی به کار می بریم که می خواهیم قدرت و نفوذ مدیریتی کسی را بیان کنیم که می تواند کاری به خوبی اداره کند و همکاران و زیر دستان از ترس و هیبت او کارشان را با نهایت خوبی انجام می دهند.
یا می خواهیم توانایی مدیریتی کسی را به رخ دیگران بکشیم.
در اینجاست که می گوییم:
از ترس کاکایه ، که انگورا به تاکایه

 

نَمِگذری تَو از خُ وا کُنُم

این عبارت را وقتی به کار می بریم که کسی خیلی اصرار به انجام کاری پیگیر و بدون وقفه دارد و اجازه وقفه و استراحت و کم کاری را به فرد نمی دهد و او را تحت فشار و استرس قرار می دهند. در این صورت است که فرد شاکی می شود و می گوید: 
نَمِگذِری تَو از خَ وا کُنُم.( نمی گذاری تاب خودم را وا کنم)

 

مورچه چیه که کِلّه پاچه ای باشه

این ضرب المثل را وقتی به کار می بریم که فردی ادعاهای بیش از توان خودش را در حضور دیگران مطرح کرده و آنها را به هماوردی فرا می خواند .در هم چنین مواقعی هست که طرف مقابل که ادعای او را قبول ندارد و نمی پذیرد می گوید:
مورچه چیه که کِلّه پاچه ای باشه.

 

باز دِرِی کون خَر مخارونی

این عبارت را زمانی استفاده می کنیم که فردی دارد فردی کوچکتر و یا نادان تر را تحریک به کاری می کند که مایه دردسر و نارضایتی شود در هم چنین مواقعی هست که فرد بزرگتر و عاقل تر او را از انجام این تحریک منع می کند و می گوید :
باز دِرِی کون خَر مخارونی( باز داری کون هر می خوارانی)

 

و چند ضرب المثل با کاربرد محلی

هر چی که مورچه جمع کنه
اُشتُر بی یه یَک لم کُنه 

این ضرب المثل کنایه از این دارد که دسترنج و حاصل تلاش مدتی نسبتا طولانی فردی یا افرادی با یک خرج و هزینه کلان مصرف شود و به اتمام برسد. در اینجاست که می گویند :
هر چی که مورچه جمع کنه. اُشتُر بی یه یَک لَم کنه.
(هر چی که مورچه در مدت زمان مدیدی و با تلاش زیاد جمع آوری کرده است ، شتر یک لقمه می کند)

 

دست استید دهن استید 

این مثل را برای افرادی به کار می برند که زیادی برای کسب رزق و روزی تلاش می کنند و دیگران به آنها انتقاد می کنند که : چرا این همه تلاش می کنی ؟ و خودت را اذیت می کنی ؟
و او در جواب می گوید :
دست استید ، دهَن اِستید.
(دست ایستاد ، دهان ایستاد)

 

سِب مایه از بِد مایه

کاربرد این ضرب المثل در مورد  افرادی هست که برای رسیدن به خواسته اشان منطق نمی پذیرند و اصرار دارند که به خواسته اشان برسند اگرچه غیر ممکن و غیر قابل دسترس باشد. در چنین مواردی می گویند:
سِب مایه ، از بِد مایه
 (سیب می خواهد از درخت بید می خواهد)

 

از خوردنَ که بُق گردَنَ

این ضرب المثل را در مورد افرادی به کار می برند که دارای چاقی مفرطی هستند و این چاقی را دیگران نتیجه خوردن زیادی می دانند و در همچنین مواردی هست که  می گویند:
از خوردنَ که بُقِ (بوق) گَردَنَ.

(از خوردن هست که گردن کلفتی می شود)

 

انگور خودی خور به تاک شیرین مِنَه

این ضرب المثل را در مواردی استفاده می کنیم که کسی کاری را انجام داده که از او انتظار نداریم و باعث تنفر و انزجار طرف مقابل از خود شده است .
در همچنین مواقعی هست که ما در مقام انتقاد می گوییم :
انگور خودی خور(خودش را)  به تاک شیرین مِنَه.

و چند ضرب المثل دیگر

قربونِ دَستِ بسیار
هم به خوردن ، هم به کار

این ضرب المثل جایی کاربرد دارد که زیادی افراد باعث می شود که کار راحت تر و سریع تر انجام بگیرد. 
یا جایی مجلسی هست و میزبان احساس می کند تدارکات بیش از مدعوین است و اسراف می شود ولی با حضور مهمانان مشکلی پیش نمی آید و ختم به خیر می شود. در اینجاست که می گویند:
قربان دست بسیار.      هم به خوردن ، هم به کار 

 

نون پیاز ،  پینک باز 
نون برنج ، پینک کِرَنج

این ضرب المثل در باب پذیرایی از مهمان کاربرد دارد که کنایه از این است که :
 خوش خلقی و مهمان نوازی آدم فقیر بر بدخلقی و بد برخوردی آدم ثروتمند با مهمان ارجح است. 
لذا غذای ساده و پذیرایی بی تکلف ، اما با برخورد و استقبال گرم و پیشانی گشوده بهتر از سفره رنگین و پیشانی اخمو است.
پینَک = پیشانی
کِرِنج = پر چین و چروک ، اخمو

 

خانه هر چی هست ، مهمون هر کی هست.

این ضرب المثل را جایی به کار می بریم که می خواهیم بگوئیم که با حضور مهمان ، خودتان را به زحمت زیادی نیندازید و با مهمان رودربایستی نداشته باشید.و با آنچه در خانه موجود است از مهمان پذیرایی کنیم. 

 

حساب حسابه ، کاکا برادر

کاربرد این ضرب المثل در مواردی است که می خواهیم روی دقت حسابرسی و رعایت عدالت تاکید کنیم. یعنی در موقع حسابرسی کاکا و برادر یکی هست و باید عدالت رعایت شود و همه را اصطلاحا به یک چشم ببینیم و حق به حق دارش برسد.

 

 

چند ضرب المثل محلی ما

عطار هر چی دِ بالی یه مفروشه

این ضرب المثل جایی کاربرد دارد که ؛
کسی دارد چیزی را در مورد کسی با بدبینی تعریف می کند و مخاطب با این طرز بیان موافق نیست و به مقام دفاع بر می خیزد و می گوید :
عطّار هر چی دِ بالی یه مفروشه.
(عطار هر چیز در دامن دارد می فروشد )
یا یک چیزی تو مایه ی : 
از کوزه همان برون تراود که در اوست.

 

گر خدا یار است بر سلطان مپیچ
گر خدا ورگشت صد سلطان به هیچ

این را در مواقعی به کار می بریم که کارها بر وفق مراد به پیش می رود در طی مسیر به مشکلی بر نمی خوریم . در چنین مواقعی است که می گوییم لطف خدا شامل حالمان شده و خدا کمکمان کرده.
و اگر خدا به انجام کاری راضی نباشد تلاش ما بی ثمر خواهد بود 

 

جَلّ جِلا ، نوم خدا

این ضرب المثل را معمولا برای افرادی به کار می برند که همیشه آماده کاری یا سفری هستند و با کمترین و کوچک ترین تعارف راهی می شوند. و بیشتر جنبه طعنه و نکوهش دارد.
مثل این که هر که بگوید: جَلّ جلا . شما هم میگویید : نوم (نام) خدا.
یعنی با کمترین تعارف ، همراهشان می شوید.

دو ضرب المثل محلی دیگر

سَگ رید به اون کَسه ، که پی قهره به او پَسه.

این ضرب المثل وقتی کاربرد دارد که : 
کسی به شما لطفی می کند ولی هر چند وقت یکبار یادآوری می کند و بدین وسیله به شما منّت می گذارد.
این وقت است که شما می گویید:
سَگ رید به اون کَسه(کاسه)،که پی قهره (منّت) به او پَسه.
 

بچگونم برسید ، لقمه به کومم نرسید.

این ضرب المثل را معمولا مادر ها استفاده می کنند . وقتی که می خواهند چیزی بخورند که ناگهان بچه ها از راه می رسند همه را از پیش مادر می خورند و چیزی برایش باقی نمی گذارند. اینجاست که می گویند :"بچگونم برسید ، لقمه به کومم نرسید."
یعنی این که: بچه هایم از راه رسیدند و اجازه ندادند لقمه به کام (دهان) من برسد.

چند ضرب المثل محلی ما

دو دست از دو پا خالی تر

کاربرد این ضرب المثل در مواقعی است کسی را دنبال انجام کاری و یا آوردن چیزی می فرستیم ولی با کمال نا امیدی ناموفق و دست خالی برمی گردد. 
در اینجاست که می گوییم :" دو دست از دو پا خالی تر " برگشت.

 

خَر کَند و دریغ از رِسمون

ضرب المثلی است که نتیجه واکنش فرد نسبت به کار و رفتاری غیر منتظره و بیش از حد انتظار است.
مثل این که بگوئیم: مِ هنوز نَو لب وا کردم که : " خَر کَند و دریغ از ریسمون."
یعنی من هنوز می خواستم صحبت را شروع کنم و توضیح دهم که با گفتن اولین کلام ، رشته سخن را از زبانم ربود و شروع کرد به آب و تاب دادن و توضیح دادن. 
و بیشتر در مقام گلایه و شکایت استفاده می شود.

 

چند ضرب المثل محلی ما

یارم به گِلَه ، بِه که جونُم به عذاب.

ضرب المثلی است که وقتی کسی از شما توقع چیزی و یا انجام کاری را می کند که آن توقع و یا انجام کار برای شما مشکلاتی را در پی دارد و شما ناچار به جواب رد دادن هستید کاربرد دارد. اگر چه این جواب رد ممکن است باعث رنجش خاطر طرف مقابل شود.
پس می گویید : یارم ، دوستم از من گلایه مند باشد بهتر از این است که خودم اذیت شوم یا عذاب وجدان بکشم.

 

هُش به هُش ، خایه به مشت

ضرب المثلی است که وقتی یکی را دنبال کاری می فرستیم و توقع داریم دست پُر برگردد و یا کار به انجام رسانده باشد ولی علی رغم انتظار ما دست خالی بر می گردد.
اون وقتی هست که می گوییم : "هُش به هُش ، خایه به مشت "برگشته است.

اوستا عبدالله

استا عبدالله

مردی میانه قد بود .نه زیاد کوتاه قد بود و نه قدی داشت که بشود به او گفت بلند قد است. لباس محلی می پوشید و هنگام کار که شلوار کاری به تن می کرد ،  دامن پیراهن محلی را به داخل شلوار می زد.همیشه عمامه سفیدش را محکم به سر بسته بود تا کسی از کچلی سرش بویی نبرد. واسکت تیره رنگی به روی پیراهن می پوشید تا با استفاده از جیب هایش برخی از وسایل مورد نیازش را سر و سامانی دهد.
بسیار خوش رو و خوش مشرب و بذله گو و خوش خلق بود. با همه به گرمی سلام و علیک و احوالپرسی می کرد.
با وجود این که از روستایی دیگر به روستای ما آمده بود توانسته بود خیلی خوب و خیلی زود برایش در بین اهالی روستا جایی دست و پا کند و با همه نزدیک شود و بدین وسیله به کسب و کارش رونق دهد. 
در واقع اوستای بنای خیلی حرفه ای نبود ولی جسارت قبول کار را داشت. و به تناسب توان هر کار دیگری را هم از دستش بر می آمد می پذیرفت و انجام می داد.و به اصطلاح آدم کار راه اندازی بود. 
دیدم او را که مدتی یک غلتکی دستی تهیه کرده بود و با آن دیوار اتاق های خانه های اهالی را نقش و نگار
می انداخت.
گاهی هم خانه ها را با کاهگل زهبند می کرد و این اواخر گچکاری هم می کرد. که در زمان گچکاری خودم چند روزی شاگردی اش را کردم و در گچکاری تکیه کلامی داشت و به مردم می گفت من که گچکار نیستم ولی اگر می خواهید خانه هایتان را می توانم برایتان سفید کنم. درست می گفت .گچکار حرفه ای نبود و در واقع خانه ها را سفید می کرد و بخشی از عیب در و دیوار را می پوشاند.
کار سفت کاری ساختمان و آجرچینی هم انجام می داد.
به قول بعضی ها آچار فرانسه اهالی روستا شده بود .چون جز او اوستای دیگری که بتواند این کارها را برای اهالی انجام دهد در روستا نداشتیم.
آری. دیری نپایید که کار اوستا عبدالله در روستا حسابی سکه شد و توانست با یکی از دختران روستا هم ازدواج کرد و رسما و عرفا از هم ولایتی های ما شد.
خیلی زود به فکر خانه و زندگی افتاده بود و خانه ای برای خودش در وسط روستا نزدیک مسجد و حوض و حمام روستا مهیا کرد. و به زندگی سر و سامانی داد و صاحب فرزندانی شد که هر یک را ادعا و مدعایی بودند و زیر پر و بال اوستا بزرگ شدند و به زندگانی اوستا گرمای جان بخشی  بخشیدند.
این بود یادآوری مختصری از زندگانی اوستا عبدالله که سالها با خلوص نیت در کنار مردم زندگی کرد و بخشی از بار زندگانی همنوعانش را به دوش کشید.
استا عبدالله در سالهای آخر عمر  به بیمار ی ها و عوارض ناشی از زحمات دوران جوانی و کار وتلاش دچار شد و قدری هم درد و رنج و بیماری او را اذیت کرد .
اما آنچه سرنوشت همه ماست . استا عبدالله هم همچون همه ی پدران ما در یکی از همین روزها دعوت حق را لبیک گفت و برای همیشه چهره خندان و شوخی های بامزه اش از نظر اهالی محو شد.
روح همه زحمتکشان صادق و رنج کشیدگان واثق شاد و یادشان گرامی.

مایی کُنی مزه ...

مایی کنی مزه ....

- بی یِن خود شما بکِشِن.
مِ یاد نَدِرُم. دِفه ی پیش بِری مِ یاد دادن. ولی فراموش کِردُم.
- نَمِشه . کرونایه. خود شما باید بِکِشِن. طرف سیاه کارتِ ر به طرفِ داخل دستگاه بگیرِن و بِکِشن. 
(کارتِ ر کِشید ولی دستگاه روشَن نَشد.)
- ‌کارتِ ر خُب تَه دِن و مُخکَم بِکِشِن.
- مِ کُ مُگُم مِ یاد نَدِرُم. بِی یِن خود شما بِکِشِن.
- علاجِ نِیَه .هَمه ما باید یاد گیرِن.
(دوباره کارتِ ر کشید ).
- خُب ، حالا "خرید" آمد . چکار کُنُم.
- آفرین . دُگمه ی سِوزِ بزِنن. 
- خُب . زِدُم.
- مبلغِ ر بِزِنن.
- زِدُم. چار تا صفر دِ رَه؟
- نه ، سه تا. دُگمه ی زردِ ر بِزِنن ، یَک صفرِ پاک مِشه.
- خُب ، زِدُم.
- دُکمه ی سَوز .
- زِدُم.
- رَمزِ ر وارد کُنن.
- وارد کِردُم.
- دوباره دکمه ی سَوز و تمام. گُفتُم که یاد دِرِن ، مِگِن : نَه.
قدیمی یا مُگُفتَن:" مایی کُنی مزه ، خُر به دیوانگی وَر زَه"
 

شیر بُز مُخُورم و گُرماس گِله ...

شیر بز مُخُورُم و گُرماس گِله ...

از قدیم الایام ، کل کل بین افراد یک خانواده و یا نزدیکان و بویژه بانوان شیرینی خاص خودش را داشته و بخشی از سرگرمی عده ای بوده است. 
موضوعی که می خواهم اینجا بدان بپردازم شیر بز و گرماس گله نیست ،بلکه بانوان محترمی هستند که به هر بهانه ای گرفتار شوهر پیر شده اند و از جانب هم جنسان خویش گاهی مورد نکوهش قرار می گیرند .
اگرچه سعدی علیه الرحمه می گوید : زن جوان را تیری در پهلو ، به که پیری.
این عزیزان جهت تسلی خاطر ، پاسخی فراهم کردند که در مقابل رقبا بی جواب نباشند. 
هرگاه کسی زبان به نکوهش آنها می گشاید بلافاصله حاضر جوابی می کنند و می گویند :
شیر بُز مُخُورم و گُرماس گِله
شُوی پیر مُکُنُم که نازم بِچله بع

خرج اعطینا

خرج اعطینا

خرج اعطینا ، کنایه از این است پولی و یا سرمایه ای و یا در آمدی را با زحمت و منت و سختی پیدا کنیم ، ولی ندانیم که آن را چگونه صرف و خرج کنیم که مثمر ثمر واقع شود و مفید فایده باشد بلکه آن را بی برنامه و بی هدف در راه باطل هدر دهیم  و نتیجه مطلوب نگیریم.
حالا هر گاه ما بر می خوریم به افراد بی برنامه و کم تجربه که زحمت می کشند و درآمد هم کسب می کنند ولی با بی برنامه گی آن را هدر می دهند . تا کسی از ما بپرسد . فلان چه کار می کند ؟
یک سری با حسرت تکان می دهیم و می گوییم :هیچی.
هر چی که پیدا می کند
خرج اعطینا می کند

دَعو نَتِ که دَعو مِتُم ....

دَعو نَتِ که دَعو مِتُم ... 

بازی های کودکانه ، گاهی هم با جنگ و دعواهای لفظی و گاهی هم با زد و خوردهای محدود همراه بود.
حالا سر چه موضوعی بود و چطوری شروع و ختم می شد کاری به آن نداریم .
این را می خواهم بگویم که بسته به میزان شدت دعوا و یا تناسب سنی بین دو طرف ، زد و خوردها و لفاظی ها متفاوت بود.
از فحش هایی که خود فرد طرف مقابل را هدف می گرفت  تا فحش های ناموسی زن ، پدر ، مادر ، خواهر و برادر و سایر بستگان .
ولی می خواهم از دعوا های بچگانه بگویم که فحش هایش هم سبک خودش را داشت . علاوه بر اینکه حرف های رکیک هم گاهی رد و بدل می شد . جملات مصطلحی هم گاهی استفاده می شد که بیان آن خالی از لطف نیست و بیشتر از جانب آن فردی بود که مغلوب میدان بود و یا بیشتر مایل بود که غائله ختم شود .
نمونه آن این است:
دَعو نَتِ که دَعو مِتُم 
مِخچه ر به کون تُو   تَو مِتُم
لِگلِکی چار پِره
مزنُم تا به دِره

یا 

هر که ما را دَعو تَه
اسب ما را جو تَه
لِگلِکی چار پِره
مزنُم تا به دِره
  
   

از خدا که پنهون نیه از شما چه پنهون

از خدا که پِنهون نیه از شما چه پنهون.

( خلیفه در راهرو ورودی مسجد )
محمود آقا !
 _ بله ، بفرمایین.
_ اسم شما را هم به لیست اضافه کِردُم.
_  بِری چی !؟ مِ کُ پُروتُکل بهداشتی را رعایت مِنُم. ( با شوخی )
_ درسته . ولی بِری او نه ، بِری هزینه های جاری مسجد و بِری مکتب خانه.
_ خب کاری کِردِن.
چشم به فکر هستُم. ولی خُب ،از خدا که پنهون نیه از شما چه پنهون.
 ای شو و روزا شرایط خیلی مساعد نیه.
_ اشکال نَدِره. چک هم قبول مِنِم. چک .
_ نه مِ مخالفُم. بِری خیرات و کار خیر دوست نَدِرُ چک بُدُم.
_ خُب ، هر طور صلاحه.
_ مِدانم که کاسبی مغازه هم با وجود کرونا و تعطیلی مدارس رنگ و رویی ندرَه. 
شِندرغاز حقوق بازنشستگی هم با اِی مخارج چیزی نمِشه.
ما هم که بچه دارم و عایله مند . بی رفت و آمد نمِشِم.
بچه ها هم بزرگ شدن و ادعا مدعاینا زیاده . 
همی اوایل زندگی که هنوز بسم الله نگفتن ، همه چی مایَن مهیا باشه . زن ، ماشین ، خانه ، کار .
ما هم که پی یَر مادرِم و دل ما نمایه مشکلات که خود ما دِشتِم بچه ها ما دشِته بشه.
ولی باز هم ، به چَشُم . به فکر هستم . در اولین فرصت .
خب برِم که نماز شروع شد.

گپ زنُم گپ زن ، نزنُ غُر و دُبه

گپ زنُم گپ زن ، نزنُم غُر و دُبه

سبزی ها را پاک کردم و بردم و دادم به زنت .
نه برد و نه آورد . گفت : 
همه همین ها شد.
به من بر خورد . می خواستم بگویم : من اگر بخواهم بردارم که از کسی نمی ترسم . 
شیطان را ملامت کردم .
و به روی خودم نیاوردم و گفتم :
ها ، همه همین ها شد . یک کمی هم بده که من ببرم و افطار بخورم .
او هم یک چنگی به من داد و برای خودم آوردم.
گفتم : مادر ؛ غرضی نداشته . می خواسته سر گپ را وا کند.
قضیه ختم شد .

******
گفتم :مادرم سبزی ها را آورد چیزی گفتی ؟
گفت : نه برای چی ؟
چون می گفت سبزی ها را که پاک کردم و بردم دادم زنت گفت : همه همین ها شد!؟
گفت : منظوری نداشتم . می خواستم سر صحبت را وا کنم . همیشه نمی گویی وقتی مادرم به اینجا می آید با او اختلاط کن؟
گفتم : چرا .
گفت : پس چی ؟ چیزی گفت ؟
گفتم : نه مثل این که ، از همین که گفته بودی همه همین ها شد ،کمی به او برخورده بود.
پیر شده و دل نازک . پیری و هزار عیب و علت.
گفت : ها دیگه . حالا دیگه به این مادر من و مادر تو باید از برگ گل هم نازک تر نگوییم. من هم می خواهم هم دل تو را به دست بیاورم و هم دل آنها را و کار خیری کرده باشم. 
خدا گواهه که اگر هیچ غرض دیگری داشته باشم . خیلی از وقت ها دل من هم برای آنها می سوزد. 
خب ، چی کار کنم!؟ " گپ زنُم گپ زن ، نزنُم غُر و دُبه.

 و قضیه ختم بخیر شد .

 

مال خودم از خودم ، مال مردم پنج و دو

این اصطلاح یا ضرب المثل را زمانی به کار می بریم که طمع و توقع از حد می گذرد . علاوه بر این که سهم خودمان را گرفته ایم به سهم دیگران هم چشم داریم. 
مواردی این چنینی معمولا بین کودکان پیش می آید که سر یک اسباب بازی یا وسیله دیگری درگیری ایجاد می شود که یکی اسباب بازی خودش را دارد و به دیگری نمی دهد و همزمان گریه و سر و صدا می کند و اسباب بازی دیگری را هم می خواهد. در چنین مواقعی می گویند:
مال خودم از خودم ، مال مردم پنج و دو

از بیکاری خوری ......

از بیکاری خوری ......
________________________

 

_ آخ جونم ، آخ کمرم ، آخ دستم ، آخ پام.
_ خب ، چی شده ؟ بری چی ایقد منالی ؟
_ هیچه ، بارا خیله بود ، سنگین م بود ، هلاک شدم ، پوست م کنده شد.
_ همیه دگه ، موگوم ایکارا ر یله ده ، برو دنبال همو کارای دولتی . کم مدن ولی بری تو که از ای کارا نکردی خبه ، قناعت دشته باش.
_ خب کو کار دولتی ؟ همیطو یک چیز مگن بگذار همو برار م کار پیدا کنه .
م کو از خدا میه.
_ خب مادر ، به رد او کارا نمری ، د همی کار خو حساب کتاب دشته باش. خور عیبناک نکنی ها ! کار که از خود تویه . به زر دم کسی هم که نی یی ، بار ر بجا یکبار به دو بار ور ته بالا کو، می یه چکار شه . فکر عاقبت ر بکو ، به فکر سلامتی خو باش.
_ باشه ، چشم.
_ آخر تا ابد که ایطو جوون نی یی . خدای نکرده کار به دست خو ندی و ما ر خاک به سر کنی .
همی که کار و سرمایه از خود تویه ، دست تو م به جیب خود تویه ، ما که خدا شکر منم .تو م چار رکعت نماز خور بخون ، خدا خور م شکر کو.
مفمم ، بی کار که نمشه. مرد که خانه زندگی و زن و بچه دشت ، بایستی کار کنه و درآمد دشته بشه تا پیش زن و بچه و دوست و دشمن سرفراز بشه.
بری همیه که قدیمیا مگفتن " مثل نوکر کار کن مثل آقا بخور "
خدا بیامرز بابو تو م همیشه مگفت :
" از کار کرم خیزه و دگ پر گوشت
از بیکاری خوری مشتی در پس گوش"

فرهنگی بازنشسته : محمود ممتاز

جونَ مَ قربونَ مَ ، صد جون فدای جونَ مَ

 

 

این عبارت را برای زمانی به کار می بریم که کسی شما را تشویق و ترغیب می کند از خودگذشتگی و فداکاری  به خرج دهید و از حق و حقوقتان به نفع دیگری بگذرید و شما نمی پذیرید و خودتان را ترجیح می دهید و می گویید: 

جونَ مَ قربونَ مَ ، صد جون فدای جونَ مَ.

گناه دِِرَه...

 

 

گناه دِرَه ، دیفال قِلَه پناه دِرَه.

این عبارت را زمانی به کار می بردیم که کسی که معمولا کوچکتر و یا مظلوم تر بود خطایی را انجام داده بود و بزرگ تری داشت او را ادب و یا اذیت می کرد .

اونو قت یکی می آمد و می گفت : اذیت نکن . گناه دره . و او درجواب می گفت دیفال قله( دیوار قلعه ) پناه دره باید سزا خور ببینه.

هر کی گپ زنه ....

 

 

بازی های دوران کودکی شور و هیجان خودش را داشت و گاهی منجر می شد به سرو صدا و هیاهوی زیاد  که اصطلاحا صدا به صدا نمی رسید. در این هنگام بود که یکی از بچه ها که می خواست آرامشی موقتی بر قرار کند تا حرف همدیگر را متوجه شوند فوری بلند می شد این شعر را می خوان :

هر کی گپ زنه 

دندون به کون سگ زنه 

سگ برری یه او لب زنه 

هَوپ 

و کف دست راستش را جلوی دهانش می گرفت و همه بلافاصله سکوت می کردند.

حالا اگر کسی می خواست این قانون شامل حالش نشود . می گفت : به غیر ما . که گوینده هم اگر می خواست قانون نشکند ادامه می داد :

به غیر به غیر هم نداریم عاشق به شَیر هم نداریم.

و نهایتا اگر می خواستند این قانون را لغو کنند . یکی می گفت : 

در خانه ی خدا وا. 

پرسه - عروسی

 

 

پُرسه به عَوضَ ، عَروسی به هَوس

حضور در مراسم تعزیه افراد ، برای این است تا آنها هم در مراسم ما شرکت کنند ، اما حضور در مراسم عروسی و شادی برای خواست و هوس و شادمانی خودمان است.

چند تا واژه و عبارت محلی


چند تا واژه و عبارت محلی

دو کیسه ر یک کرت ری کرد و دو کیسه ی دگه ر کرت دگه.

(doo keesahr yak kerat rey kard o doo keesey degar kerat dega): دو تا کیسه را یکبار فرستاد و دو کیسه ی دیگر را بار دیگر.

دو تا کوموری دره و سه تا وختی.(doo ta komoree derah o se ta vakhtee.): دو عدد بره دارد که دیرتر از موعد مقرر به دنیا آمده و سه عدد که زودتر از موعد مقرر به دنیا آمده است.

که کروچی (kah keroochee):غضروف

دختر کلوتر خور عروس کرده و دختر خوردتر هنوز به خانه یه: دختر بزرگتر را عروس کرده و دختر کوچکتر هنوز ازدواج نکرده است.

دلقمبه ی باغ مراد(del ghombey bagh morad): کنایه از فرد بیکاره و بی هنر و نامنظم و نا مرتب است.

خار به دست تو نچقه.( khar be daste to nacheghah.):خار به دست تو نخلد .(چقیدن: خلیدن ، فرورفتن)

چند اصطلاح و ضرب المثل تایبادی


خدی هم یک سر و سر درن.(khedey ham yak sar o serre deran.): با هم رابطه پنهانی دارند.

مورچه چیه ، که کله پاچه یی بشه.(moorchah cheeyah ke kelah pacheye beshah): از فرد ضعیف و کوچک نباید توقع زیاد و بزرگ داشت و یا هراس داشت.

فلانی خیله آدم ضبریه.( felane kheyle adame zabreyah): فلانی خیلی آدم حسابیه و خیلی قدرت و نفوذ دارد.

کار که دل مایه دست منه. کاری که می خواهی به طبع و میل خودت باشد فقط خودت می توانی انجام دهی.

کلاغ کور ازو خیر نمبینه.(kelaghe koore azoo kheyr nambeenah): خیلی خسیس است.

بزغاله کور ندره که رویی ر بوس کنه.(bozghaley koore naderah ke rooyeer boos konah): خیلی فقیر و بی چیز است.

دیوار گلی یه ندره که چقوک روی بشینه.(deevar geleye naderah ke choghooke rooyee besheenah): خیلی فقیر و مفلس است.

هر که آتش به رو کماچ خو مرزه.( har ke atesh be roo komach kho merezah): هرکس تلاش می کند بیشتر برای منافع شخصی خودش کار کند.

فلانی خیله آدم صوپتکیه.(felanee kheyle adam soupottakeyah): خیلی کم صبر و حوصله و عجول است.

اشطو دختر چیش کنده یه( eshtou dokhtar cheesh kendeyah): چقدر دختر پر رو و بی حیایی است.

برای مشاهده موارد بیشتر به بخش ضرب المثلهای تایبادی مراجعه کنید.


چند ضرب المثل و اصطلاح محلی

سر تور به دبه خالی چرب منه. (sar tor be dobbey khalee charob menah): دارد تو را گول می زند.

نه گوشت موخورم ، نه شکمبه بو مکشم.(ne goosht mokhorom ne shokombah boo mekeshom): یعنی عطای تورا به لقای تو بخشیدم. نه تقاضای دارم و نه منت می کشم.

بر رو خور به برلوثی سرخ دره.( bar roo khor be barlousee sorkh derah):یعنی صورتش را با سیلی سرخ نگه می دارد. کنایه از این است که چیزی ندارد ولی با غرور و افتخار زندگی می کند و نداری اش را آشکار نمی سازد.

سواره از حال پیاده چی خبر دره.( sevarah az hale peeyadah chee khebar derah ): یعنی کسی که از مکنت و آسایش برخوردار است به راحتی شرایط افرادی را که دچار مشکل و گرفتاری هستند درک نمی کند.

فندیات ندری ( fendyat naderi) : یعنی از تجربیات گذشته فن یاد نگرفتی و درس عبرت نمی گیری.

به فکر نون گربه بشی ، موش خنه ی تور خراب منه.( be fekre noone gorbah beshee moosh khaney tor kherab menah.): یعنی اگر می خواهی به هدف برسی باید مقدمات آن را فراهم کنی و از زحمت و هزینه آن هراس نداشته باشی.

حق شیر تا دم در ، حق کس تا فرق سر .( hagh aheer ta dam dar , hagh kos ta farghe sar): این ضرب المثل را معمولا مادرها وقتی از فرزند پسرشان ناگواری می بینند به کار می برند.

امان از خانه داری ، که اینک بیاری اونک نداری( aman az khane dare ke eenak beyare oonak nadare): منظور آن است که هزینه های ازدواج و خانه داری پایان پذیر نیست.

شتر که خار مایه ، گردن خور دراز منه ( shotor ke khar mayah gerdan khor deraz menah): منظور این است که برای رسیدن به هدف باید تلاش کرد و به تلاش و پشتکار روی آورد.

درخ هر چی که بار میاره ، سر فرو میاره ( derakh har chee ke bar leyarah sar feroo meyarah): یعنی انسان هرچی که بزرگتر و پر بارتر می شود باید تواضع و فروتنی او بیشتر شود.

اگ کوریه ، اگ کریه ، شکر خدا پسریه.(ag kooreyah ag kareyah shokre khoda pesareyah.): اگر کور باشد اگر ناشنوا باشد شکر خدا پسر که هست.

دختر حوره ، پسر کوره ( dokhtar hoore pesar koore ) : دختر اگر مانند حور باشد و پسر اگر کور باشد پسر برتر است.

برای مطالعه بیشتر به بخش ضرب المثلها مراجعه کنید.


ضرب المثل

 

آدم هولکی به دو جا مشاشه.(adame houleki b doo ja meshasha)

کنایه از این است که فردی که در کارش خیلی عجله کند کارش را نمی تواند به خوبی به سرانجام برساند.

از خرس موی کنده شد ، خلق بدید به خنده شد.

کنایه از آدم خسیس است که اگر در موردی همتی کند و یا سخاوتی به خرج دهد همه تعجب خواهند کرد.

از خر نر گوزم غنیمته.

کنایه از آدم خسیسه است که اگر حداقلی هم از او نصیب شود ارزشمند است.

ازخوردنه که بوق گردنه.

منظور این است که کسی چاق و فربه و سرحال است غذا زیاد می خورد.

از خور مدم به مردم ، خودم یدک مگردم.( از خودم به مردم به دهم و خودم بیکار بمانم.)

کنایه از بذل و بخشش بدون حساب و کتاب و بی اندازه است که خود صاحب مال را به زحمت اندازد.

از عو چراغ روشن نکن.

کنایه از این است که فردی یک مسئله کوچک و کم اهمیت را دستاویز قرار دهد و با آن بلوایی به پاکند.

از کمرویی که درم ، یک بچه از شوی خو ندرم.(از بس کمرو هستم یکی از بچه هایم از شوهر خودم نیست.)

کنایه از انسان بسیار کمرو است که این کمرویی برایش مشکل ساز شده است.

از کوچیکا لغزش ، از بزرگا بخشش.

منظور این است که کوچکترها به دلیل کمی تجربه ممکن است اشتباهاتی داشته باشند این بزرگترها هستند که باید از خطاهای آنها چشم پوشی کنند.

از نوکیسه قرض نکن ، وقته قرض کردی خرج نکن.

منظور این است از کسی چیزی طلب کن که ظرفیت و تحمل آن را داشته باشد.

اگه از آسمون بباره ارزن تر ، به گردن ما نمفته یک کتل خر.

کنایه از کم شانسی و بداقبالی است.(کتل پالون الاغ را گویند.)

ای روم به کون ما بسته کرد.(این را هم به من نسبت داد)

کنایه از نسبت دادن چیزی به فردی است که که آن صفت به او تعلق ندارد.

بچه کار فرما ، بم ردی بدو.( کاری به عهده فردی ناپخته بگذار و خودت هم به دنبالش برو تا خرابش نکند.

کنایه از واگذاری امری به فردی ناپخته و کم تجربه است.

بز به بزی هم ، وقتی مایه خو کنه یک شنگولی به زر خو مکشه(بز هم وقتی می خواهد بخوابد با پایش زیر خودش را تمیز می کند.)

منظور افرادی است که می خواهند همه چیز برایشان مهیا باشد و آنها هیچ به زحمت نیفتند.

بگذار که خود خور جا کنم ، بعد مبینی چها کنم.

کنایه از فردی است که در ابتدا کسی او را به جایی به حساب نمی آورد و زور زورکی اورا پذیرفتند و هیچ ادعایی هم نداشت ولی حالا که وارد گود شده ادعای غیر قابل تصوری دارد.

بم سناری نمیارزه.(سنار ظاهرا واحد پولی بسیار کم ارزش در گذشته بوده)

کنایه از چیزی بسیار کم ارزش و یا آدم بسیار نادان می باشد.

به قربون گل گندم ، کور خویم بینای مردم.

کنایه از ندیدن عیبهای خود و دیدن و بزرگ جلوه دادن عیوب دیگران است.

به بنه ی نون بچه ، مدر مخوره کلوچه.( به بهانه ی نان بچه ، مادرش کلوچه می خورد)

بدین مفهوم است که فرد می خواهد کاری را خودش انجام دهد اما خجالت می کشد به بهانه یک کوچکتری آن را انجام می دهد که اگر کسی ایرادی گرفت آن کار را به کوچکتر نسبت دهد.

به کله کل ما مایه استا شه.

کنایه از فرد کم تجربه ای است که می خواه کسب تجربه کند.

پس و پشت تور دیدم عاشق دیوانه شدم ، تی روی تور دیدم راسته به گو خانه شدم.(صورت تو را که دیدم انگار وارد آغل گاو شدم.)

کنایه از فردی است که ظاهر و باطنش خیلی متفاوت است.

پشه به خمب سرکه ی یکسال طاقت میاره.

منظور از صبوری و طاقت آوردن در شرایط سخت است.

تا پول داری رفیقتم ، قربون بند کیفتم.

منظور از افرادی است که بیشتر رفیق ثروت و دارایی امان و یا پست و جایگاه اجتماعی امان هستند نه رفیق خودمان.

تغار بشکنه ماس بریزه ،جهان گردد به کام کاسه لیسان.

منظور ایجاد فرصت شدن برای فرصت طلبان و سو استفاده کنندگان است.

تف هر که بم دهن خودی شیرینه.

منظور این است که هر کس خودش لذت داشته هایش را می داند نه دیگران.

توم کور و مم کور ، کی نونار ببره به سر تنور.

منظور دو فردی است که هر دو دارای یک نوع نا توانی هستند و کارشان معطل مانده است.

جفاهای که بم کولو کشیدم    انگار خط به روی عو کشیدم.(جفاهایی که به کولاب کشیدم انگار خطی بر روی آب کشیدم)

کنایه ازاین است که زحمت زیاد کشیدم ولی نتیجه مطلوب نگرفتم.( کولاب نام روستایی بوده در منطقه باخرز)

جو مرفت ، ارزنم مرفت ، توگیم بم ردینا خش خش مکرد و مرفت.( جو می رفت .ارزن هم می رفت و توگی (دانه ای ریزتر از ارزن) هم به دنبال آنها خش خش می کرد و می رفت.)

کنایه از افراد ضعیف تر است که خودشان به دنبال قوی تر ها می کشانند.

چراغ که به خنه روایه ، به مجد حرمه.( چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است.)

منظور این است که اولویت در انجام امور با امورات شخصی است.

چیز خب ، آدم گنده.

وقتی استفاده می شود که یک امتیاز خوبی نصیب فردی شود که لایق آن نیست.

چون به گردش نمی رسی واگرد.

وقتی توانایی و لیاقت کسی و یا کاری را نداری انصراف بده.

حرف زنم حرف زن ، نزنم غر و دبه.

مراد فردی است که اگر انتقاد کند خودش مرد انتقاد قرار می گیرد و اگر حرف نزند با با خودش کانجار برود.و ناراحتی بکشد.

خانه بابا یالله یالله ، خانه ی شو بسم الله بسم الله.

این ضرب المثل بیشتر برای دختر خانمهایی به کار میرود که تا وقتی عروس نشده اند تو خانه ی بابا خیلی دست و دل باز هستند اما عروس که می شوند در خانه شوهر خیلی خسیس می شوند.

خر چه داند قدر حلوا و نبات ، توبره کاه مایه و کنج رباط

مراد فرد نادان است که قدر فرصت بدست آمده را نمی داند.

خر کس بود به مله ما ، اوقات گذار همه ما.( مله= محله)

کنایه از انسان نادانی است که وجود او موجب دردسر و ایجاد مشکل برای دور و بری ها شده است.

خر که سر بشه به آخور خو لقد مزنه.(خر که سیر شود لگد به آخورش می زند.)

کنایه از ناسپاسی و قدر نشناسی است

خر گفت و خر کس باور کرد.

کنایه از این است که یک انسان ناپخته و نادانی چیزی گفت و نادان دیگری آن را تایید کردو به اجرا گذاشت.

داشگر سگ دشت و سگ داشگر سگ دشت و سگ دگه کونی ملشت.

وقتی استفاده می شود که شما کاری به کسی سفارش می دهی و او به کسی دیگر سفارش می دهد و سرانجام هم انجام نمی شود.

درخت صابون مال کن ، بم کون آدم بی عار کن.

کنایه از آدم بی عار و بی مسئولیت است که از هیچ گونه نیش وکنایه ای هم خیالی ندارد.

دست مزنم قبای خور ،نمشناسم بابای خور ، بابای چارق به پای خور.

منظور کبر و غروری است که فرد بعد از رسیدن به مکنت و مال بدان دست می زند.

دعو باد مبره ، لت خر مخوره.(فحش را باد می برد و کتک خر می خورد)

مراد فردی است که توانایی لازم را برای انجام کاری ندارد و فقط حرف می زند

سر بشمار و نون بگذار.

منظور این است که کسی که ادعای کار بزرگ دارد باید به همان اندازه تلاش و سرمایه گذاری کند.

سر ملو ر یله داده ، کون ملو ر گریفته.(ملو= کیسه بزرگ)

منظور این است که اصل را رها کرده و به فرع چسبیده است.

سری از کونی به در نمشه.

یعنی بسیار نادان و ناوارد است.

سگ گله بشی ، بهتره که خورد خنه بشی.

مراد این است که فرزند کوچک خانواده پادو همه دیگر اعضای خانواده است.

سوز کنی کرباس ، سرخ کنی کرباس.(سوز= سبز)

منظور این است که چیز نامناسب و کم کیفیت را با تغییر رنگ دادن نمی توان خوب جلوه داد.

شودار زنک ، رو دار زنک . بی شو زنک ، بی رو زنک.

منظور این است که آن زنی دارای آبرو و احترام است که همراه شوهرش باشد و گرنه بدون شوهر کسی زن را احترام نمی کند.

شیرر خوردی ، بزغله کلو نمنی.(اگر شیر بز را خوردی بزغاله آن را بزرگ نمی کنی)

منظور این است که اگر می خواهی به هدف بزرگی برسی باید از یک سری چیز های کوچکتر چشم پوشی کنی.

صدا گوز خور نمشنووه.

کنایه از بسیار پیر و درمانده بودن است.

عقلی از کونی به در میه.( و یا "عقلی از پسی میه")

یعنی بسیار نادان و کم فکر است.

عو در خنه گلوکه ، دختر همسیه خلوکه.( آب در خانه گل آلود است و دختر همسایه معیوب)

کنایه از این است که چیزی که به سادگی و بدون زحمت و تلاش به دست آدم برسد بی ارزش و یا کم ارزش است.

عو که از سر گذشت چه یک وجب ، چه صد وجب.

منظور این است که وقتی در انجام کاری مشکلی برایت پیش آمد نباید دست از تلاش برداریو خودت را ببازی. بلکه باید ادامه دهی تا به موفقیت برسی.

قوم و خش بدی بشه و کمب نبشه.

داشتن اقوام و خویشان بسیار مهم است.

کدوم عاقل کنه کاری که باز آرد پشیمونی.

این وقتی استفاده می شود که کسی کاری را نسنجیده انجام دهد و بعد پشیمان شود.

کفگیر به ته دگ خورده.

کنایه از کم آوردن و کمبود و ناتوانی است.

کفگیر به ملقه مگه کون تو قال دره.

منظور این است که فرد عیب و ایرادهای خودش را نمی بیند و سعی در بزرگ کردن و جلوه دادن عیب های دیگران است.

کم بخور ، کلپوره نخور .

توصیه می کند افراد را به کم خوردن تا دچار مرض نشوند.(کلپوره نام یک داروی گیاهی است.)

کور به کور مگه عاصا کوری م به کون تو.

کنایه از فردی است که خودش ناتوانی و یا نقیصه ای دارد اما از خودش را نمی بیند و به دیگران ایراد می گیرد.

کون سیاه سفید لب کال مرغو معلوم مشه.

منظور این است که واقعیت ها را در مواقع مواجه شدن با مشکلات می توان به خوبی آزمایش کرد.

کون که نیه کاری ، خلق ر به بلا داری.

یعنی آدم بی هنر و بی عار باعث گرفتاری دیگران نیز هست.

گازرگاه گاز رفتم ، ریش ریدم و راه رفتم.

منظور این است فرد باتجربه و پخته ای هستم و به سادگی گول نخواهم خورد.

گدا که معتبر شوه ، از خدا بی خبر شوه.

منظور فخرفروشی و فراموشی دوران سخت گذشته خود .

گدا گدایی مکرد ، گدا دگه تبره ای خالی مکرد.( گدا گدایی می کرد گدای دیگر توبره ایش را خالی می کرد.)

منظور استمداد و یاری خواستن از کسی که خودش نیازمند کمک است.

گریه ی بچه از بی بجولیه.

منظور این است که آدم وقتی ضعفی در خود احساس کند به بهانه جویی و التماس روی می آورد.(بجول تکه ای از استخوان پای چارپایان است که در گذشته با آن بازیهایی را انجام می دادند.)

گربه کس دشت و مرده شو جمتاس.(جمتاس = یک نوع کاسه)

کنایه از آدم خسیس و ندید پدید است.

گو بزید گوسله.(گاو ما زایید و گوساله ای آورد.)

منظور این است که مشکل غیر منتظره ای پیش آمد.و قضیه حادتر شد.

گوز گوز مذاق نیه.

منظور این است که قضیه خیلی جدی است و نمی توان به راحتی از کنارش گذشت.

لاف به غریبی بزن ، گوز به مسگری.

منظور این است که پیش آدم مجرب و کار بلد نمی توان اظهار فضل کرد.

ما را نبود طالع ، از کر خر پیر صالح.

کنایه از این است که از بس که بد شانس هستم از کم ارزشترین چیز هم برای من نصیبی نیست.

مال خودم از خودم ، مال مردم پنج و دو.

کنایه از آدم طماع و حریص است که به حق خودش قانع نباشد.

مال خور مخکم بگیر ، همسیه خور دزد مگیر.(مال خودت را محکم بگیر و همسایه ات را دزد نگیر)

کنایه از محافظت از اموال خویش و متهم نکردن دیگران است.

مرغ هر چی چاق تر مشه ، کونی تنگ تر مشه.

کنایه از آدم ثروتمند است که هر چه ثروتمندتر می شود خسیس تر می شود.

مهر بچه به سر پیچه مادریه.( مهر بچه با سر پاچه مادرش است.)

بدین مفهوم است که پدر آن بچه ای را بیشتر دوست دارد که مادرش را بیشتر دوست دارد.(مخصوصا در خانواده هایی بیشتر استعمال دارد که پدر بیشتر از یک زن دارد)

نم گوشت خوردم و نم دنبه بو کشیدم. (نم = نه من)

منظور این است که حاضر نیستم برای هر چیز ناچیزی منت کشی کنم.

نون بری خو دری ، آبرو بری مردم.( نان برای خودت داری آبرو پیش مردم)

منظور این است که فرد سرمایه دار را مردم بیشتر احترام می کنند.

نه چک زدم نه چانه ، عروس آمد به خانه.

منظور این است که بدون اینکه تلاش و اصرار زیادی کرده باشم کارم به انجام رسید و مرادم برآورده شد.

نه ی به آسانی ، های به شری درمانی .

اهمیت گفتن کلمه "نه" را و در رو در بایستی قرار نگرفتن را گوشزد می کند.

نه خود خورم ، نه کس دم ، گنده کنم به مگس دم.

مراد فرد خسیس است که خودش استفاده نمی کند و اجازه نمی دهد دیگران هم استفاده کنند.

هرچی که مورچه جمع کنه ، اشتر بیه یک لم کنه.

مراد درآمد اندک و خرج های گنده است.

هر که بیه قبله و تاج سر مه، هر که نیه بم کیر گه ی پسر مه.

این مثل وقتی استفاده می شود که کسی را به مجلسی دعوت کنی اما او نیاید.

هر که خبر داد ، خودی به در داد

کنایه از این است فردی خودش در انجام کاری نقش دارد خودش زودتر از بقیه اعلام برائت می کند.

هر که ماستم بوس کنم گفت مر دندو کند.(هر کسی را می خواستم ببوسم گفت مرا دندان گرفت)

کنایه از این است که کسی قدر نیکی کسی را نداند و آن را متوجه نشود و آن را برعکس تعبیر کند.

هم خدا ر مایی و هم خرما.

این خطاب به کسانی است که هم منافع می خواهند و هم دوست ندارند به زحمت بیفتند.

یک نون دشتی یک نونم قرض کردی ، خواف خوردی نوبه باخرز کردی.

کنایه از آدم بسیار حریص است.