آدم هولکی به دو جا مشاشه.(adame houleki b doo ja meshasha)
کنایه از این است که فردی که در کارش خیلی عجله کند کارش را نمی تواند به خوبی به سرانجام برساند.
از خرس موی کنده شد ، خلق بدید به خنده شد.
کنایه از آدم خسیس است که اگر در موردی همتی کند و یا سخاوتی به خرج دهد همه تعجب خواهند کرد.
از خر نر گوزم غنیمته.
کنایه از آدم خسیسه است که اگر حداقلی هم از او نصیب شود ارزشمند است.
ازخوردنه که بوق گردنه.
منظور این است که کسی چاق و فربه و سرحال است غذا زیاد می خورد.
از خور مدم به مردم ، خودم یدک مگردم.( از خودم به مردم به دهم و خودم بیکار بمانم.)
کنایه از بذل و بخشش بدون حساب و کتاب و بی اندازه است که خود صاحب مال را به زحمت اندازد.
از عو چراغ روشن نکن.
کنایه از این است که فردی یک مسئله کوچک و کم اهمیت را دستاویز قرار دهد و با آن بلوایی به پاکند.
از کمرویی که درم ، یک بچه از شوی خو ندرم.(از بس کمرو هستم یکی از بچه هایم از شوهر خودم نیست.)
کنایه از انسان بسیار کمرو است که این کمرویی برایش مشکل ساز شده است.
از کوچیکا لغزش ، از بزرگا بخشش.
منظور این است که کوچکترها به دلیل کمی تجربه ممکن است اشتباهاتی داشته باشند این بزرگترها هستند که باید از خطاهای آنها چشم پوشی کنند.
از نوکیسه قرض نکن ، وقته قرض کردی خرج نکن.
منظور این است از کسی چیزی طلب کن که ظرفیت و تحمل آن را داشته باشد.
اگه از آسمون بباره ارزن تر ، به گردن ما نمفته یک کتل خر.
کنایه از کم شانسی و بداقبالی است.(کتل پالون الاغ را گویند.)
ای روم به کون ما بسته کرد.(این را هم به من نسبت داد)
کنایه از نسبت دادن چیزی به فردی است که که آن صفت به او تعلق ندارد.
بچه کار فرما ، بم ردی بدو.( کاری به عهده فردی ناپخته بگذار و خودت هم به دنبالش برو تا خرابش نکند.
کنایه از واگذاری امری به فردی ناپخته و کم تجربه است.
بز به بزی هم ، وقتی مایه خو کنه یک شنگولی به زر خو مکشه(بز هم وقتی می خواهد بخوابد با پایش زیر خودش را تمیز می کند.)
منظور افرادی است که می خواهند همه چیز برایشان مهیا باشد و آنها هیچ به زحمت نیفتند.
بگذار که خود خور جا کنم ، بعد مبینی چها کنم.
کنایه از فردی است که در ابتدا کسی او را به جایی به حساب نمی آورد و زور زورکی اورا پذیرفتند و هیچ ادعایی هم نداشت ولی حالا که وارد گود شده ادعای غیر قابل تصوری دارد.
بم سناری نمیارزه.(سنار ظاهرا واحد پولی بسیار کم ارزش در گذشته بوده)
کنایه از چیزی بسیار کم ارزش و یا آدم بسیار نادان می باشد.
به قربون گل گندم ، کور خویم بینای مردم.
کنایه از ندیدن عیبهای خود و دیدن و بزرگ جلوه دادن عیوب دیگران است.
به بنه ی نون بچه ، مدر مخوره کلوچه.( به بهانه ی نان بچه ، مادرش کلوچه می خورد)
بدین مفهوم است که فرد می خواهد کاری را خودش انجام دهد اما خجالت می کشد به بهانه یک کوچکتری آن را انجام می دهد که اگر کسی ایرادی گرفت آن کار را به کوچکتر نسبت دهد.
به کله کل ما مایه استا شه.
کنایه از فرد کم تجربه ای است که می خواه کسب تجربه کند.
پس و پشت تور دیدم عاشق دیوانه شدم ، تی روی تور دیدم راسته به گو خانه شدم.(صورت تو را که دیدم انگار وارد آغل گاو شدم.)
کنایه از فردی است که ظاهر و باطنش خیلی متفاوت است.
پشه به خمب سرکه ی یکسال طاقت میاره.
منظور از صبوری و طاقت آوردن در شرایط سخت است.
تا پول داری رفیقتم ، قربون بند کیفتم.
منظور از افرادی است که بیشتر رفیق ثروت و دارایی امان و یا پست و جایگاه اجتماعی امان هستند نه رفیق خودمان.
تغار بشکنه ماس بریزه ،جهان گردد به کام کاسه لیسان.
منظور ایجاد فرصت شدن برای فرصت طلبان و سو استفاده کنندگان است.
تف هر که بم دهن خودی شیرینه.
منظور این است که هر کس خودش لذت داشته هایش را می داند نه دیگران.
توم کور و مم کور ، کی نونار ببره به سر تنور.
منظور دو فردی است که هر دو دارای یک نوع نا توانی هستند و کارشان معطل مانده است.
جفاهای که بم کولو کشیدم انگار خط به روی عو کشیدم.(جفاهایی که به کولاب کشیدم انگار خطی بر روی آب کشیدم)
کنایه ازاین است که زحمت زیاد کشیدم ولی نتیجه مطلوب نگرفتم.( کولاب نام روستایی بوده در منطقه باخرز)
جو مرفت ، ارزنم مرفت ، توگیم بم ردینا خش خش مکرد و مرفت.( جو می رفت .ارزن هم می رفت و توگی (دانه ای ریزتر از ارزن) هم به دنبال آنها خش خش می کرد و می رفت.)
کنایه از افراد ضعیف تر است که خودشان به دنبال قوی تر ها می کشانند.
چراغ که به خنه روایه ، به مجد حرمه.( چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است.)
منظور این است که اولویت در انجام امور با امورات شخصی است.
چیز خب ، آدم گنده.
وقتی استفاده می شود که یک امتیاز خوبی نصیب فردی شود که لایق آن نیست.
چون به گردش نمی رسی واگرد.
وقتی توانایی و لیاقت کسی و یا کاری را نداری انصراف بده.
حرف زنم حرف زن ، نزنم غر و دبه.
مراد فردی است که اگر انتقاد کند خودش مرد انتقاد قرار می گیرد و اگر حرف نزند با با خودش کانجار برود.و ناراحتی بکشد.
خانه بابا یالله یالله ، خانه ی شو بسم الله بسم الله.
این ضرب المثل بیشتر برای دختر خانمهایی به کار میرود که تا وقتی عروس نشده اند تو خانه ی بابا خیلی دست و دل باز هستند اما عروس که می شوند در خانه شوهر خیلی خسیس می شوند.
خر چه داند قدر حلوا و نبات ، توبره کاه مایه و کنج رباط
مراد فرد نادان است که قدر فرصت بدست آمده را نمی داند.
خر کس بود به مله ما ، اوقات گذار همه ما.( مله= محله)
کنایه از انسان نادانی است که وجود او موجب دردسر و ایجاد مشکل برای دور و بری ها شده است.
خر که سر بشه به آخور خو لقد مزنه.(خر که سیر شود لگد به آخورش می زند.)
کنایه از ناسپاسی و قدر نشناسی است
خر گفت و خر کس باور کرد.
کنایه از این است که یک انسان ناپخته و نادانی چیزی گفت و نادان دیگری آن را تایید کردو به اجرا گذاشت.
داشگر سگ دشت و سگ داشگر سگ دشت و سگ دگه کونی ملشت.
وقتی استفاده می شود که شما کاری به کسی سفارش می دهی و او به کسی دیگر سفارش می دهد و سرانجام هم انجام نمی شود.
درخت صابون مال کن ، بم کون آدم بی عار کن.
کنایه از آدم بی عار و بی مسئولیت است که از هیچ گونه نیش وکنایه ای هم خیالی ندارد.
دست مزنم قبای خور ،نمشناسم بابای خور ، بابای چارق به پای خور.
منظور کبر و غروری است که فرد بعد از رسیدن به مکنت و مال بدان دست می زند.
دعو باد مبره ، لت خر مخوره.(فحش را باد می برد و کتک خر می خورد)
مراد فردی است که توانایی لازم را برای انجام کاری ندارد و فقط حرف می زند
سر بشمار و نون بگذار.
منظور این است که کسی که ادعای کار بزرگ دارد باید به همان اندازه تلاش و سرمایه گذاری کند.
سر ملو ر یله داده ، کون ملو ر گریفته.(ملو= کیسه بزرگ)
منظور این است که اصل را رها کرده و به فرع چسبیده است.
سری از کونی به در نمشه.
یعنی بسیار نادان و ناوارد است.
سگ گله بشی ، بهتره که خورد خنه بشی.
مراد این است که فرزند کوچک خانواده پادو همه دیگر اعضای خانواده است.
سوز کنی کرباس ، سرخ کنی کرباس.(سوز= سبز)
منظور این است که چیز نامناسب و کم کیفیت را با تغییر رنگ دادن نمی توان خوب جلوه داد.
شودار زنک ، رو دار زنک . بی شو زنک ، بی رو زنک.
منظور این است که آن زنی دارای آبرو و احترام است که همراه شوهرش باشد و گرنه بدون شوهر کسی زن را احترام نمی کند.
شیرر خوردی ، بزغله کلو نمنی.(اگر شیر بز را خوردی بزغاله آن را بزرگ نمی کنی)
منظور این است که اگر می خواهی به هدف بزرگی برسی باید از یک سری چیز های کوچکتر چشم پوشی کنی.
صدا گوز خور نمشنووه.
کنایه از بسیار پیر و درمانده بودن است.
عقلی از کونی به در میه.( و یا "عقلی از پسی میه")
یعنی بسیار نادان و کم فکر است.
عو در خنه گلوکه ، دختر همسیه خلوکه.( آب در خانه گل آلود است و دختر همسایه معیوب)
کنایه از این است که چیزی که به سادگی و بدون زحمت و تلاش به دست آدم برسد بی ارزش و یا کم ارزش است.
عو که از سر گذشت چه یک وجب ، چه صد وجب.
منظور این است که وقتی در انجام کاری مشکلی برایت پیش آمد نباید دست از تلاش برداریو خودت را ببازی. بلکه باید ادامه دهی تا به موفقیت برسی.
قوم و خش بدی بشه و کمب نبشه.
داشتن اقوام و خویشان بسیار مهم است.
کدوم عاقل کنه کاری که باز آرد پشیمونی.
این وقتی استفاده می شود که کسی کاری را نسنجیده انجام دهد و بعد پشیمان شود.
کفگیر به ته دگ خورده.
کنایه از کم آوردن و کمبود و ناتوانی است.
کفگیر به ملقه مگه کون تو قال دره.
منظور این است که فرد عیب و ایرادهای خودش را نمی بیند و سعی در بزرگ کردن و جلوه دادن عیب های دیگران است.
کم بخور ، کلپوره نخور .
توصیه می کند افراد را به کم خوردن تا دچار مرض نشوند.(کلپوره نام یک داروی گیاهی است.)
کور به کور مگه عاصا کوری م به کون تو.
کنایه از فردی است که خودش ناتوانی و یا نقیصه ای دارد اما از خودش را نمی بیند و به دیگران ایراد می گیرد.
کون سیاه سفید لب کال مرغو معلوم مشه.
منظور این است که واقعیت ها را در مواقع مواجه شدن با مشکلات می توان به خوبی آزمایش کرد.
کون که نیه کاری ، خلق ر به بلا داری.
یعنی آدم بی هنر و بی عار باعث گرفتاری دیگران نیز هست.
گازرگاه گاز رفتم ، ریش ریدم و راه رفتم.
منظور این است فرد باتجربه و پخته ای هستم و به سادگی گول نخواهم خورد.
گدا که معتبر شوه ، از خدا بی خبر شوه.
منظور فخرفروشی و فراموشی دوران سخت گذشته خود .
گدا گدایی مکرد ، گدا دگه تبره ای خالی مکرد.( گدا گدایی می کرد گدای دیگر توبره ایش را خالی می کرد.)
منظور استمداد و یاری خواستن از کسی که خودش نیازمند کمک است.
گریه ی بچه از بی بجولیه.
منظور این است که آدم وقتی ضعفی در خود احساس کند به بهانه جویی و التماس روی می آورد.(بجول تکه ای از استخوان پای چارپایان است که در گذشته با آن بازیهایی را انجام می دادند.)
گربه کس دشت و مرده شو جمتاس.(جمتاس = یک نوع کاسه)
کنایه از آدم خسیس و ندید پدید است.
گو بزید گوسله.(گاو ما زایید و گوساله ای آورد.)
منظور این است که مشکل غیر منتظره ای پیش آمد.و قضیه حادتر شد.
گوز گوز مذاق نیه.
منظور این است که قضیه خیلی جدی است و نمی توان به راحتی از کنارش گذشت.
لاف به غریبی بزن ، گوز به مسگری.
منظور این است که پیش آدم مجرب و کار بلد نمی توان اظهار فضل کرد.
ما را نبود طالع ، از کر خر پیر صالح.
کنایه از این است که از بس که بد شانس هستم از کم ارزشترین چیز هم برای من نصیبی نیست.
مال خودم از خودم ، مال مردم پنج و دو.
کنایه از آدم طماع و حریص است که به حق خودش قانع نباشد.
مال خور مخکم بگیر ، همسیه خور دزد مگیر.(مال خودت را محکم بگیر و همسایه ات را دزد نگیر)
کنایه از محافظت از اموال خویش و متهم نکردن دیگران است.
مرغ هر چی چاق تر مشه ، کونی تنگ تر مشه.
کنایه از آدم ثروتمند است که هر چه ثروتمندتر می شود خسیس تر می شود.
مهر بچه به سر پیچه مادریه.( مهر بچه با سر پاچه مادرش است.)
بدین مفهوم است که پدر آن بچه ای را بیشتر دوست دارد که مادرش را بیشتر دوست دارد.(مخصوصا در خانواده هایی بیشتر استعمال دارد که پدر بیشتر از یک زن دارد)
نم گوشت خوردم و نم دنبه بو کشیدم. (نم = نه من)
منظور این است که حاضر نیستم برای هر چیز ناچیزی منت کشی کنم.
نون بری خو دری ، آبرو بری مردم.( نان برای خودت داری آبرو پیش مردم)
منظور این است که فرد سرمایه دار را مردم بیشتر احترام می کنند.
نه چک زدم نه چانه ، عروس آمد به خانه.
منظور این است که بدون اینکه تلاش و اصرار زیادی کرده باشم کارم به انجام رسید و مرادم برآورده شد.
نه ی به آسانی ، های به شری درمانی .
اهمیت گفتن کلمه "نه" را و در رو در بایستی قرار نگرفتن را گوشزد می کند.
نه خود خورم ، نه کس دم ، گنده کنم به مگس دم.
مراد فرد خسیس است که خودش استفاده نمی کند و اجازه نمی دهد دیگران هم استفاده کنند.
هرچی که مورچه جمع کنه ، اشتر بیه یک لم کنه.
مراد درآمد اندک و خرج های گنده است.
هر که بیه قبله و تاج سر مه، هر که نیه بم کیر گه ی پسر مه.
این مثل وقتی استفاده می شود که کسی را به مجلسی دعوت کنی اما او نیاید.
هر که خبر داد ، خودی به در داد
کنایه از این است فردی خودش در انجام کاری نقش دارد خودش زودتر از بقیه اعلام برائت می کند.
هر که ماستم بوس کنم گفت مر دندو کند.(هر کسی را می خواستم ببوسم گفت مرا دندان گرفت)
کنایه از این است که کسی قدر نیکی کسی را نداند و آن را متوجه نشود و آن را برعکس تعبیر کند.
هم خدا ر مایی و هم خرما.
این خطاب به کسانی است که هم منافع می خواهند و هم دوست ندارند به زحمت بیفتند.
یک نون دشتی یک نونم قرض کردی ، خواف خوردی نوبه باخرز کردی.
کنایه از آدم بسیار حریص است.